هدف پژوهش فهم نگاه فیض کاشانی و مقدس اردبیلی در باب حکومت با بهره گیری از الگوی نظری «غایت-مشروعیت» و با استفاده از روش تفسیری است. در بخش غایت حکومت، فیض کاشانی معتقد به حفظ اجتماع ضروری انسان ها و تهیه اسباب معیشت مردم و منقادنمودن سیاست عرفی در سیاست شرعی است، و مقدس اردبیلی هیچ انتظار دینی و بعضاً سیاسی و اجتماعی از حکومت ها نداشت. در بخش کیستی حاکم، فیض کاشانی از باب حفظ نظم و وحدت مسلمین و ترویج دین و تعظیم شعار الهی (نقش کارکردی حکومت) حکم به مشروعیت حکومت صفوی داد و مقدس اردبیلی معتقد بود در دوران غیبت هیچ حاکمیتی مشروعیت ندارد و پادشاهان همه در اوج ظلم، و جائر هستند. در حوزه محدودیت اِعمال قدرت، فیض کاشانی بر عرف، عرف منقاد به شرع، تعیین وظایف مشخص برای شاهان صفوی و دخالت گری عملی در حکومت تأکید دارد و مقدس اردبیلی دو اصل شورا و امر به معروف و نهی از منکر و تعیین وظایف مشخص برای حکومت (عدالت خواهی و رفع ظلم از مردم) را به عنوان محدودیت های قدرت هر حکومتی طرح نمودند. در حوزه حق اِعتراض بر ضد حاکمیت، فیض کاشانی با دعوت مردم به اطاعت از پادشاهان، مخالف هرگونه اقدام اصلاحی و رادیکال توسط مردم علیه حکام بوده است. مقدس اردبیلی ضمن درخواست از مردم برای مقابله منفی علیه حکومت صفوی (از باب مخالفت با ظلم حکومت ها)، ولی می گوید حتی حب حاکم کافر از جهت حمایت و حفظ و گسترش اسلام (آموزه های شیعی) و مسلمین جایز است.
روایة الحکومة فی الفکر السیاسی للفیض الکاشانی والمقدس الأردبیلی
یهدف هذا البحث إلی فهم رؤیة الفیض الکاشانی والمقدس الأردبیلی بشأن الحکومة (الحکم)، وذلک بالاستفادة من النموذج النظری «الغایة - الشرعیة» وباستخدام المنهج التفسیری. فی قسم غایة الحکومة، یعتقد الفیض الکاشانی بضرورة الحفاظ علی الاجتماع الضروری للبشر وتوفیر سبل العیش للناس وإخضاع السیاسة العرفیة للسیاسة الشرعیة. أمّا المقدس الأردبیلی، فلم یکن یتوقع أی دور دینی أو حتی سیاسی واجتماعی من الحکومات. وفی قسم هویة الحاکم، أقرّ الفیض الکاشانی بشرعیة الحکومة الصفویة من أجل الحفاظ علی النظام ووحدة المسلمین ونشر الدین وتعظیم الشعائر الإلهیة (الدور الوظیفی للحکومة)، بینما اعتقد المقدس الأردبیلی أنّه فی عصر الغیبة لا تتمتع أی حکومة بالشرعیة وأنّ جمیع الملوک فی قمة الظلم والجور. وفی مجال قیود ممارسة السلطة، یؤکِّد الفیض الکاشانی علی العرف الذی یخضع للشرع وتحدید واجبات واضحة للملوک الصفویین والتدخل العملی فی الحکم. أمّا المقدس الأردبیلی فقد طرح مبدأی الشوری والأمر بالمعروف والنهی عن المنکر وتحدید واجبات معینة للحکومة (المطالبة بالعدالة ورفع الظلم عن الناس) کقیود علی سلطة أی حکومة. وفی مجال حق الاعتراض ضد الحکومة ، کان الفیض الکاشانی، بدعوته الناس إلی طاعة الملوک، معارضًا لأیّ محاولة إصلاحیة جذریة من قِبَل الشعب ضدّ الحکام. أما المقدس الأردبیلی، فطلب من الناس المقاومة السلبیة ضد الحکم الصفوی (لمواجهة ظلم الحکومات)، إلّا أنّه یقول إنّ حب الحاکم الکافر جائز إذا کان ذلک فی سبیل دعم الإسلام وحمایة المسلمین ونشر الإسلام (التعالیم الشیعیة).
الفیض الکاشانی, المقدس الأردبیلی, الفکر السیاسی, الحکومة (الحکم), الغایة – الشرعیة